مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

700

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> وپاره‌اى ديگر معروض داشتند : « همانا ما همواره يكديگر را به ارسال مُتحف ومُهدى 5 ياد ودلشاد كنيم تا به پاداش برخوردار شويم . » عمر چون اين سخنان را بشنيد ، بر اين جمله نديد وگفت : « اين رسول فرستاده‌اى است از مسلمانان واين بريد نيز بريد مسلمانان است . از اين روى بر مسلمانان گران همى افتد كه اين عقد را برصدر أو بنگرند . » پس بفرمود تا هديهء زوجهء قيصر را به بيت المال بردند وأم كلثوم را به اندازهء بهاى آنچه به زن قيصر فرستاده بود ، بداد . بالجملة نوشته‌اند : چون روزگار معاوية به پايان رسيد وأركان حشمتش را ضعفي بزرگ نمايان گشت وسى هزار تن از مردم عرب در كنار قسطنطنيه به قتل رسيدند ومعاوية نيز بر مرگ خويشتن بر يقين آمد ، صلاح در صلح بديد واز تحف نفيسه به درگاه ملك روم بفرستاد وگنستانتين پادشاه روم نيز همان سفير سابق را كه در عهد عمر به مدينه فرستاده بودند ، براي انجام اين امر به درگاه معاوية روانه داشت . تپزيكودس ، سفير ملك روم را در پايتخت شام چندان مدت أقامت به طول انجاميد كه معاوية به ديگر جهان سفير گشت وپسرش يزيد پليد بر جايش برنشست ورسول روم در آن مرز وبوم ببود تا واقعهء هائله كربلا پيش آمد واسراى أهل بيت أطهار را به مجلس يزيد نابكار درآوردند . سفير روم نيز در اين مجلس حضور داشت . چون آن جماعت را آن‌گونه دچار بند وزحمت وحالت ضعف ومشقت بديد ، سخت كوفته‌خاطر شد وگفت : « اين طايفه از چه مردم باشند ؟ » گفتند : « از عرب . » گفت : « از كدام قبيله ؟ » گفتند : « بني هاشم . » گفت : « آن سَرِ بريده كه در وساده يزيد است ، از كيست ؟ » گفتند : « از رئيس اين أسيران ونامش حسين بن علي است كه بر خليفهء روزگار ياغى شد . » گفت : « كدام على ؟ » گفتند : « داماد پيغمبر ما . » گفت : « همانا يك تن از دختران على ، زوجهء عمر بن خطاب بود . » گفتند : « آرى ! » اين وقت يزيد رو به أو كرد وگفت : « مگر زن زوجهء عمر بن خطاب را بشناسى ؟ » گفت : « آرى ! وقتي كه خدمتش را دريافتم ، از ملكهء ما فزون‌تر بود . » يزيد گفت : « برادر همان زوجهء عمر دختر على در عراق بر ما بشوريد . حكمران عراقش به قتل رسانيد واينك أهل بيت أو را أسير كرده وبه شام فرستاده است . » -